لبخند!
مسابقات غيراخلاقي راگبي!

شايد به صرفه نباشه تو اين مسابقه برنده بشين!

با يک پله سقوط!


هيچ کدوم آنتاليا نميره!


آخر غير مستقيم!

هرکي پارک کنه خيلي بده!



بفرما عمامه!


در کدام شهر؟!

صحن علني مجلس
احتمالاً الآن داره به اين فکر مي کنه که چه الگويي براي سخنران مناسبه!



فکرش و بکن چي مي خواد آموزش بده!



يک معماي سخت!

سؤالهاي نسل جديد!


لذت بردن از کلاس!

مراسم تلفيقي از تظاهرات و چارشنبه سوري!

جهت قدرداني يا آبروبري؟!

شما مي گفتي تو ايران آزادي نيست؟!

در آغوش گرم پيکان!


آخر طراحي مهندسي!
براي صحبت کردن بايد تو خيابون وايستي!

مي دوني يکي از بزرگترين اختراعات تاريخ کجا به وقوع پيوست؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 2:35 توسط ملیکا
|
اين وبلاگ کلبه سبزي است در يک جنگل مه آلود با يک فانوسي که کور سوي نورش متحيران عالم را به گرد خويش مي خواند. در کلبه سفره ناني داريم خشک ولي خندان آتشي داريم گرم ولي کم سو و قلبي داريم گرم گرم گرم که عقيده داريم آتش از قلب ما گرم مي شود هر کس بخواهد مهمان ماست و ما او را دوست داريم.. نظرات خود را براي بهبود وبلاگ مطرح نماييد .